چون اسلام برای حفظ جان یک نفر، مجوز دروغ صادر میکند، پس برای حفظ نظام که از اوجب واجبات است، باید مجوز دروغ صادر کند! این سخن، در ظاهر از نوع قیاس اولویت و صحیح است اما با شکافت آن، مساله صورت دیگری پیدا میکند. که در ادامه تقدیم می شود:
1. در شراب شفاء نیست؛ یعنی نتیجه خوب از راه بد به دست نمیآید: در روایات زیادی از حضرات معصومین علیهم السلام آمده است که "خداوند در هیچ امر حرامی، شفاء و دواء قرار نداده است" مورد بیان این حدیث هم معمولا، درمان با شراب بوده است. قطعا بدنی که تحت مدیریت تغذیه ولیّ خدا باشد، نیازی به آن ندارد که مرضش را با شراب درمان کند. جامعه تحت مدیریت ولیّ امر الهی هم به همین شکل است.
2. دروغ بدتر از شراب است: امام باقر علیه السلام: "خداوند عزوجل براي بدي قفلهايي نهاده و كليد آنها را شراب قرار داده است و دروغ بدتر از شراب است" (اصول کافی، ج 4، ص 35، ح 3) شاید به این دلیل که شراب رابطه فرد با عقل خودش را آن هم به شکل موقت، قطع میکند، ولی هنوز امید استعانت از عقل جامعه و کمک دیگران هست. ولی کسی که دروغ بگوید، مثل چوپان دروغگو، دیگر امیدی به یاری جامعه در هیچ زمانی نخواهد داشت. و این فاجعه است!
3. مهمترین سرمایه یک فرد یا نظام، در ارتباط با دیگران، امین بودن است؛ پیامبر خدا با چهل سال زندگی صادقانه در میان مردم، به طور کامل امین بودن خود را به آنان ثابت کرد. اکثر پیامبران خدا، همین وضعیت داشتند و بزرگترین استدلالشان پس از معجزه، امین بودنشان بود، به نحوی که در سوره شعراء استدلال پنج پیامبر خدا به مردمشان این است: "إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمينٌ" سوره شعرا، آیات 107، 125، 143، 162، 178. بنابراین، حساسترین مساله حکومتداری، امین بودن است، و اگر این نکته زیر سوال برود، همه چیز نظام از بین خواهد رفت، و لذا در جریا اخیر هم رئیس فتنه گران و موسوی و اذنابش، روی از بین رفتن اعتماد مردم، تاکید داشتند و میخواستند با جنگ روانی، رئیس جمهور و نظام را فاقد توان "امین" بودن معرفی کردند، انتقاد اصلی رهبری به نماز جمعه هاشمی هم همین بود:
4. بزرگترین سرمایه جمهوری اسلامی ایران چیست؟ امام خامنه ای در نماز جمعه تهران، 29 خرداد 88: دشمنان ملت ايران ميخواهند همين اعتماد را در هم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايهى جمهورى اسلامى است ...
.jpg)
5. دروغ از آب درآوردن حرف رهبری و نابود کردن بزرگترین سرمایه نظام اسلامی: ولیّ امر مسلمین، در نماز جمعه ۲۰ شهریور ۸۸: بنده عرض كردم نشانه اعتماد مردم به اين نظام، حضور 40 ميليونى در انتخابات بود. حالا در راديوهاى بيگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تكرار كه بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! اين، جواب آن حرف است؛ آنجا ما گفتيم اين كه 85 درصد مردم مىآيند رأى ميدهند، چهل ميليون پاى صندوقها مىآيند، به هر كسى كه رأى ميدهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانه اعتماد مردم به نظام است - كه حقيقت قضيه هم همين است - اينها براى اينكه اين حرف را دروغ از آب در بياورند، مكرر در مكرر تبليغات كردند كه اعتماد مردم از دست رفته؛ چه كار كنيم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه كار كنيم كه اعتماد برگردد!
6. مخاطب سخنان رهبری کیست؟ جناب هاشمی، آخرین نماز جمعه 26 تیر 88: هاشمی در این نماز جمعه با اصرار و مكرر در مكرر، حدود 10 بار بر اعتماد از دست رفته مردم و راه بازگشت آن تاکید کرد: "مسئله مهم ما اين است كه آن اعتمادي كه مردم را با آن وسعت وارد ميدان كرد و امروز مقداري مخدوش شده است را برگردانيم و اين هدف مقدس ما بايد باشد كه اين اعتماد بايد برگردد و اينكه چگونه برگردانيم را در ادامه عرض ميكنم". "وی با تأكيد مجدد بر لزوم برگردان اعتماد مردم، گفت: البته اين امر يك روزه و يكشبه نميشود و يك جريان طولاني است كه بايد انجام شود ... و در هر صورت يك جوري بايد عمل شود كه اين اعتماد برگردد.... متأسفانه از اين فرصت ۵ روزهاي كه رهبري انقلاب به شوراي نگهبان دادند تا اعتماد مردم را جلب كنيم استفاده خوبي نشد"
7. امام علی در حاکمیت، حتی توریه هم نکرد، چه رسد به دروغ: بنا به اهمیت امین بودن امام جامعه و حاکمیت اسلامی، امام علی علیه السلام (تا آنجا که من دیدهام) در عهد حاکمیت خود، حتی توریه هم نکرد، چه رسد به دروغ گفتن. زیرا دروغ، بالاخره در جایی رو میآید و سبب سلب اعتماد مردم به حاکمیت خواهد، شد. و این خطرناکترین اتفاقی است که میتواند برای یک حاکمیت بیفتد. چیزی که پیامبر خاتم برای به دست آوردنش چهل سال تلاش کرد. بنابراین، با اینکه دروغ گفتن ذاتا حرام نیست، اما به دلیل اینکه باید به قدر درک مخاطب با آنان صحبت کرد، و مردم هم توان درک دقیق شرایط دروغ گفته شده را ندارند، بنابراین دروغ گفتن، بارزترین مصداق در معرض تهمت قرار گرفتن و از دست رفتن عظیمترین سرمایه اجتماعی (امین) است.
8. فرض حفظ نظام با دروغ، فرضی باطل است: اگر کسی هنر مدیریت استراتژیک جامعه را داشته باشد، از عناصر مطلوب برای رسیدن به هدف استفاده میکند، نه از عناصر مشکوک یا خطرآفرین؛ بنابراین، فرض مبتنی کردن نجات و حفظ نظام به دروغ گفتن، در جامعه تحت مدیریت ولیّ امر الهی، فرضی باطل است. مثل اینکه کسی بگوید، اگر حفظ نظام بر قتل عام همه کودکان مبتنی شود، حکم مساله چیست؟
۹. چرا امام علی با یک دروغ مصلحتی، خلافت را نپذیرفت؟ عبدالرحمن عوف با حق دو رای، رو به علی (ع) کرد و گفت: با تو بیعت میکنم به شرط آنکه بر اساس کتاب خدا، سنت رسول و سیره شیخی عمل کنی، و امام فرمود، کتاب خدا و سنت رسول چیزی کم ندارند. براستی چرا امام علی علیه السلام حاضر نشد، با گفتن یک دروغ مصلحتی، خلافت را بپذیرد. اگر دروغ مصلحتی روا بود، آیا امام علی نباید با یک دروغ، جلوی آن همه فته بدتر از قتل و کشتار و فساد در دین را میگرفت؟
۱۰. دو احتمال: الف. چون آنان میدانستند که به دلیل منطق پرهیز از دروغ در حاکمیت اسلام، امام علی (ع) این شرط را نمیپذیرد، آن را پیشنهاد کردند، و اگر احتمال میدادند که آن را بپذیرد، چنین نمیکردند؛ ب. چون آنان به هر حال مخالف خلافت علی (ع) و موافق خلافت عثمان بودند، اگر هم امام علی (ع) آن را مطابق منطق اسلام در روایی مکر بر طاغوت، می پذیرفت، حتما شرایط بعدی را به حوی تنظیم می کردند که ایشا منصرف شود. با این حال، اگر هم بتوان در مبارزه با جامعه طاغوتی، به سران کفر، حقه زد، اما هرگز نمیتوان در درون حاکمیت اسلامی، به مردم دروغ گفت.
۱۱. بررسی استدلال آغاز نوشتار: اگر بخواهیم مسالهای را حل کنیم، ابتدا باید دید که معادله چند مجهولی است. با نگاه دقیق به این مساله میتوان دریافت که عناصر موثر در جواب چند چیز است: 1. عامل تجوزیز دروغ؛ یعنی حفظ جان یک مسلمان یا هزاران مسلمان یا نظام اسلامی؛ 2. شخص یا شخصیت دروغ گوینده: یعنی یک فرد عادی، یا رئیس مجلس یا یک نهاد نظام اسلامی؛ 3. کسانی که به آنان دروغ گفته میشود: کافر، یا دولت کفر یا مردم نظام اسلامی. در استدلال فوق، تنها به یکی از این عناصر معادله توجه شده است. مسلما معادله سه مجهولی را یک مجهولی بررسی کردن، منطقا به جواب درستی نمیانجامد.
با تشکر از "بنده خدا" نویسنده وبلاگ اسلام پیروز است، که انگیزه پرداختن بنده به این مطلب شدند.